پاسخگویی به سوالات

9 - کودکان ناقص الخلقه

شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۲۲ ب.ظ

چرا بعضی از کودکان ناقص الخلقه به دنیا می آیند یا بیماری های عجیبی دارند و یا عقب افتاده اند؟ آیا تقصیر ندانم کاری انسان است یا حکمت خدا بدین گونه است که بعضی این چنین به دنیا بیایند؟ آیا خداوند بدون اینکه پدر و مادر مقصر باشند و یا مسئله دیگری در کار باشد امکان دارد برا اساس حکمت خودش کسی را با بیماری خاص به دنیا بیاورد؟


این مطلب را از زوایای گوناگونی می توان بررسی نمود. در اینجا دو نوع نگاه به مساله را مطرح می کنیم. 

1. دو گونه نگاه به موجودات عالم و از جمله انسان می توان داشت. در یک نگاه، که نگاه غیر واقع بینانه و غیر عالمانه است، تک تک موجودات عالم، گسسته و جدا از همدیگر و بی ارتباط به یکدیگر دیده می شوند؛ امّا در نگاه دوم، همه ی موجودات عالم به صورت پیوسته و در ارتباط تنگاتنگ به همدیگر مشاهده می شوند. در نگاه اوّل نسبت موجودات به همدیگر مثل نسبت مشتی خاک و شن و ماسه و امثال آنهاست که در کنار هم قرار دارند ولی ربط وجودی خاصّی بین آنها نیست. امّا در نگاه دوم موجودات عالم مانند اعضاء و اجزای یک بدن دیده می شوند که کاملاً به هم مربوط بوده یک مجموعه ی منسجم و منظّم را شکل می دهند. در چنین نگاهی عملکرد هر یک از موجودات در عملکرد و وجود تک تک موجودات عالم موثّر است. بر اساس همین نگاه است که گفته شده:«جهان چون چشم و خطّ و خال ابروست ـــــ که هر چیزی به جای خویش نیکوست.» باز بر همین اساس است که گفته شده:« اگر یک ذرّه را برگیری از جای ــــ جهان یک سر فرو ریزد ساراپای.» آری عالم خلقت، مثل پیکر انسان است که بد کار کردن برخی اعضاء مانند کلیه یا کبد یا قلب یا مغز یا پوست و ... باعث اشکال در کار دیگر اعضاء نیز می شود. البته همانطور که تأثیر کار هر یک از اعضاء و اجزای بدن در دیگر اعضاء و اجزاء متفاوت بوده و کم و زیاد دارد؛ در نظام خلقت نیز تأثیرات موجودات در همدیگر به یک اندازه و به یک شکل نیست. امّا اینکه چرا موجودات عالم چنین خصوصیّتی داشته، در همدیگر موثّرند ناشی از نظام علّت و معلولی عالم است. یعنی چون قانون علّیّت در عالم مادّه حاکم است لذا تأثیرات، به صورت زنجیره ای در عالم مادّه می چرخند. کار خوب و خوب کار کردن اجزای عالم، باعث خوب کار کردن و کار خوب کردن دیگر اجزاء می شود و برعکس بد کار کردن و کار بد کردن برخی اجزاء نیز موجب گسترش بی نظمی نسبی در عالم می شود که نتیجه ی آن انواع و اقسام فساد و تباهی است. لذا خداوند متعال فرمود:« ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . ـــــــــــ فساد و تباهی، در خشکى و دریا آشکار شده است بخاطر حاصل دست مردم؛ تا خدا به آنها بچشاند بعضی از آنچه را که انجام داده اند، شاید بازگردند» (الروم:41) بر این اساس، همانگونه که خشکسالی ها، سیلها، شیوع برخی امراض، جنگها، گرانی ها ، نا امنی ها و ... نتیجه ی وضعی و تکوینی عملکرد افراد و جامعه ی بشری است؛ معلولیّتها، بد قیافه شدنها، عدم تناسب اندام و امثال آنها نیز معلول یک سری از علل مادّی است که اکثر آنها به نحوه ی به عملکرد انسانها بر می گردد. نتیجه ی مقدّس شمردن موش در هندوستان، شیوع چند سال پیش مرض طاعون در آن کشور بود؛ شیوع مرض ایدز در غرب، نتیجه همجنسگرایی و بی بند و باری جنسی غربیهاست. به هم ریختن اقتصاد جهانی در آمریکا و اروپا و هجوم گرانی افسار گسیخته در چند ماه گذشته، نتیجه ی اقتصاد مبتنی بر ربا است. اینها بلایایی هستند که منشاء بشری آنها معلوم است؛ امّا در بسیاری از ناهنجاریهای موجود، دست پنهان بشر آشکار نیست. حضرت علّامه حسن زاده آملی ـ ایّده الله ـ می فرمودند: روزی زن و شوهری با کودکشان پیش من آمده از مرض غش و صرع فرزندشان شکوه کردند. و از من دعایی طلب نمودند تا فرزندشان ان شاءالله شفا یابد. علّامه ی بزرگوار فرمودند: من به آنها گفتم مریضی این بچّه ناشی از بی دینی شماست. پدر بچّه گفت: آقاجان ما افراد متدیّنی هستیم. علاّمه فرموده بودند: مگر دینداری فقط به نماز خواندن و روزه گرفتن است؟! مگر ائمه(ع) نفرمودند که زن و شوهر زیر نور ماه نزدیکی نکنند که بیم مبتلا شدن بچّه به جنون و مرض صرع وجود دارد؟ آیا این گونه دستورات بهداشتی جزء دین نیستند؟! خدا و فرستادگان او آنچه باید می گفتند گفته اند؛ گناه از بشر است که عمل به دین نمی کند. کتب روایی شیعه پر از روایاتی است که می گوید اگر زن و شوهر به هنگام نزدیکی فلان کار را بکنند فرزند آنها بدقیافه یا خوش قیافه می شود. اگر فلان کار را بکنند فرزند آنها ممکن است کور یا کر یا لال یا ... به دنیا بیاید. این گونه روایات که از منبع غیب سرچشمه گرفته اند از قواعد حاکم بر عالم خلقت به ما خبر می دهند تا ما انسانها ندانسته موجب تباهی و خرابی نشویم. پس وجود برخی نارسایی ها تقصیر خدا نیست بلکه نتیجه ی عملکرد غیر الهی بشر است. خداوند متعال همانگونه که راه سعادت و شقاوت اخروی را بیان نموده، راه سعادت و شقاوت دنیوی را هم نشان داده است. لذا اگر به خاطر عملکرد کسی برای شخص دیگری مشکلی پیش آمده که استحقاق آن را نداشت، به حکم عدل خداوندی، صاحب عمل، باید در روز قیامت تاوان آن را به آن که متضرر شده است بپردازد؛ و اگر چیزی برای پرداخت ندارد باید گناه او را به گردن بگیرد. اگر والدین یا پزشک یا هر کس دیگری سهل انگاری نمودند و فرزندی مشکل دار متولّد شد، اگر آنها مقصّر باشند باید در قیامت تاوان آن را بپردازند. و اگر آنها مقصّر نبوده اند، خداوند جبّار (جبران کننده) که « کَتَبَ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَة ــــ رحمت را بر خود نوشته و حتمی کرده است.»(الأنعام:12) کمبود او را جبران می کند و در مقابل کمبودی که ناشی از نظام علّی و معلولی عالم خلقت است، به او عوض می دهد؛ البته به شرط آنکه آن شخص راه کفران و الحاد پیش نگرفته باشد و خدا را متّهم به بی عدالتی نکند.«إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظیماً . ــــــــــــ خداوند(حتّى) به اندازه سنگینى ذره‏اى ستم نمى‏کند؛ و اگر کار نیکى باشد، آن را افزون مى‏سازد؛ و از نزد خود، پاداش عظیمى مى‏دهد.»(النساء:40) «وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظیمٍ. ـــــــ و خداوند داراى فضل و دَهِش بزرگى است.»(آل‏عمران:174)

2. اهل ظاهر بر این پندارند که قیافه ی زیبا، ثروت، قدرت، سلامتی، اعتدال اندام و امثال این امور، همواره نعمت بوده و خوبند و در مقابل، نازیبا بودن، فقر و ضعف، بیماری، نقص عضو و امثال آنها همواره نقمت بوده، بد هستند. امّا عاقلان و اهل دل بر این باورند که هرچه از دوست رسد نیکوست. اینها به برهان و عرفان دریافته اند که خداوند متعال حکیم بوده هیچ کارش بی حکمت نیست. همچنین یافته اند که خداوند متعال بندگانش را بیش از خودشان دوست دارد، لذا محال است بد بندگانش را بخواهد؛ بلکه آنچه او برای بنده اش خواسته بهترین خواسته است؛ امّا اکثر بندگان مانند کودکانی هستند که محبّت را به شکلات و پفک و امثال آنها می شناسند و دکتر و آمپول را از خطرناکترین موجودات عالم می دانند. خداوند متعال می فرماید: «عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏. ـــــــــ چه بسا شما چیزى را خوش نداشته باشید ، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانید.»(البقرة: 216) باز می فرماید: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فیهِ خَیْراً کَثیراً . ـــــــــــــ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! براى شما حلال نیست که از روى اکراه(و ایجاد ناراحتى براى زنان) از آنها، ارث ببرید. و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتى از آنچه را به آنها داده‏اید(از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکارى انجام دهند. و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها، (به جهتى) کراهت داشتید، (فوراً تصمیم به جدایى نگیرید!) چه بسا چیزى خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانى در آن قرار مى‏دهد.»(النساء:19) آری چه بسا کسی چنین بپندارد که اگر کامل العضو بود، زیباتر بود، ثروتمندتر بود و ... به نفعش بود؛ حال آنکه معلوم نیست چنین باشد. کافی است کمی عمیقتر و دقیقتر به اطراف خود نظر کنیم و مقایسه ای کنیم بین زیبارویان و خوش هیکلها و افراد عادی تا ببینیم مفاسد اخلاقی بین کدام قشر افزونتر است. تمایل کدام گروه به بی عفّتی و خودنمایی و تکبّر و خودبینی و تحقیر دیگران و امثال این امور شدیتر است؟ همینطور در ثروت و قدرت امثال آنها هم اگر دقّت کنیم می بینیم همواره میل ثروتمندان و قدرتمندان به مفاسد اخلاقی بیش از فقراء و ضعفاست. پس چنین نپنداریم که اینگونه از امور همواره خیرند. زیبایی و زشتی، ثروت و فقر، قدرت و ضعف، کامل العضو بودن و ناقص العضو بودن و ... همگی وسائل امتحانند. نه زیبا و ثروتمند و قدرتمند و کامل العضو مالک زیبایی و ثروت و قدرت و کمال جسمانی خود است نه زشت و فقیر و ضعیف و ناقص العضو مالک زشتی و فقر و ضعف و نقص عضو خود. بلکه همه ی اینها به بشر داده شده تا انسانها امتحان شوند؛ و امتحان برای این است که استعدادهای انسانی و الهی بشر شکوفا شود. خداوند متعال در این دار امتحان، به هر کسی آن چیزی را داده که با آن می تواند رشد کند. اگر زیبا را زشت می نمود حتماً مردود می شد و اگر برعکس زشت را زیبا می نمود او نیز یقیناً به کمال لایق خود نمی رسید. اگر کامل العضو را ناقص العضو می آفرید حتماً کفران می نمود و اگر ناقص العضو را کامل العضو می آفرید حتماً گردن کشی می کرد. امّا با وضع موجود، برای همه، هم امکان رشد و تکامل وجود دارد هم امکان سقوط. چون امکانات داده شده به هر کسی دقیقاً متناسب با نیاز وجود او برای تکامل است و این لازمه ی حکیم بودن خداست. « وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبیرٌ بَصیرٌ . ــــــــ هر گاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم مى‏کنند؛ از این رو به مقدارى که مى‏خواهد(و مصلحت مى‏داند) نازل مى‏کند، که نسبت به بندگانش آگاه و بیناست. » (الشورى:27) در این آیه ی شریفه منظور از رزق صرفاً ثروت نیست بلکه هر چیزی که انسان از آن بهره می برد مثل علم، زیبایی، هوش، استعداد، اعضاء و جوارح و ... همه از مصادیق رزق محسوب می شوند. اهل دنیا همه چیز را در مقایسه با غایات دنیوی آن می سنجند. برای مثال می گویند: آنکه به ظاهر نازیباست چه گناهی کرده که نمی تواند همسر مناسبی برای خود بیابد؟ یا آنکه فلج است چه گناهی کرده که نمی تواند کار مورد علاقه اش را انتخاب نماید؟ امّا خداوند حکیم سعادت حقیقی انسانها را در نظر گرفته و امکاناتی در اختیار آنها گذاشته که تأمین کننده ی سعادت حقیقی و ابدی آنان است. در نگاه عمیق الهی اساساً هر چیزی که به کسی داده شده یا از او دریغ شده برای آخرت و ابدیّت اوست نه برای دنیایش؛ امّا بشر جاهل چنین می پندارد که اینها برای دنیاست. هدف اصلی از هر چیزی که به انسان داده شده یا از او دریغ شده، شکوفا نمودن استعدادهای انسانی و رساندن او به سعادت ابدی است. لذا آنچه در این دنیا داده شده یا دریغ شده همگی موقّتی بوده چند دهه بیش دوام ندارد، در حالی که سعادت یا شقاوت اخروی برای ابد است. با این وصف، اگر کسی در این چند روزه ی دنیا به نازیبایی و نقص عضو موقّت خود راضی بوده بر عدل و حکمت خدا یقین داشته بر او خرده نگیرد و به این وسیله زیبایی و کمال ابدی را به دست آورد، ارزش نخواهد داشت؟ اگر این نازیبایی و نقص عضو چند روزه، زمینه را فراهم سازد تا انسان به مقامی برسد که در آخرت قیافه ی خود را خودش تعیین نماید، نعمت بزرگی نخواهد بود؟ خداوند متعال خطاب به اهل رضا و تسلیم می فرماید:« ... وَ لَکُمْ فیها ما تَشْتَهی‏ أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فیها ما تَدَّعُون‏. ـــــــــــ ... و براى شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب کنید به شما داده مى‏شود. »(فصلت:31) طبق برخی روایات، از جمله چیزهایی که اهل بهشت طلب می کنند و به آنها داده می شود تیپ و قیافه ی دلخواه است. بلکه آنها هر لحظه هر تیپ و قیافه ای را که دلخواهشان باشد می تواند به آن صورت در آیند، بدون اینکه مانع از شناخته شدنشان شود. « قَالَ النَّبِیُّ (ص): إِنَّ فِی الْجَنَّةِ سُوقاً مَا فِیهَا شِرًى وَ لَا بَیْعٌ إِلَّا الصُّوَرُ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ مَنِ اشْتَهَى صُورَةً دَخَلَ فِیهَا وَ إِنَّ فِیهَا مَجْمَعُ حُورِ الْعِینِ یَرْفَعْنَ أَصْوَاتَهُنَّ بِصَوْتٍ لَمْ یَسْمَعِ الْخَلَائِقُ بِمِثْلِهِ نَحْنُ النَّاعِمَاتُ فَلَا نَبْأَسُ أَبَداً وَ نَحْنُ الطَّاعِمَاتُ فَلَا نَجُوعُ أَبَداً وَ نَحْنُ الْکَاسِیَاتُ فَلَا نَعْرَى أَبَداً وَ نَحْنُ الْخَالِدَاتُ فَلَا نَمُوتُ أَبَداً وَ نَحْنُ الرَّاضِیَاتُ فَلَا نَسْخَطُ أَبَداً وَ نَحْنُ الْمُقِیمَاتُ فَلَا نَظْعَنُ أَبَداً فَطُوبَى لِمَنْ کُنَّا لَهُ وَ کَانَ لَنَا نَحْنُ خَیْرَاتٌ حِسَانٌ أَزْوَاجُنَا أَقْوَامٌ کِرَامٌ . ـــــــــــــ نبی اکرم(ص) فرمودند: در بهشت بازاری است که در آن جز شکل و قیافه ی مردان و زنان، خرید و فروش نمی شود. پس هر که طالب شکل و قیافه ای باشد داخل آن بازار می شود. و همانا محل تجمّع و نمایشگاه حور العین در آن بازار است. آن حور العین ها با صوتی که خلایق مثلش را نشنیده اند صدای خود را بلند کرده می گویند:ما بی نیاز از غذا هستیم که ابداً گرسنه نمی شویم؛ لباس پوشندگانی هستیم که هرگز برهنه نمی مانیم؛ ماندگارانی هستیم که هرگز نمی میریم؛ خشنودانی هستیم که هیچگاه غضب نمی کنیم؛ مقیمانی هستیم که هرگز به سفر نمی رویم. پس خوشا به حال آنکه ما از آن او باشیم و او از آن ما. ما زیبارویان نیکوخصالیم و همسران ما اقوامی کریمند.»( بحارالأنوار ؛ج8 ،ص148 )

منبع: www.porseman.org

۹۴/۰۵/۱۰

نظرات  (۲)

۱۴ دی ۹۵ ، ۱۳:۱۶ خداوند عادل
خیلی خوب بود واقعا همون بود که میخواستم
۱۴ دی ۹۵ ، ۱۳:۱۵ خداوند عادل
خیلی خوب بود واقعا همون بود که میخواستم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی