16 - یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است
چرا پیامبر فرمود: «یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.»؟
منظور از تفکر در این روایات، تفکرى است که بر معرفت انسان بیافزاید و موجب ارتقا و تعالى روحى و معنوى او گردد نه تفکر درباره امور بیهوده و بىثمر. بله، تفکرى که معرفت را فزونى بخشد، اگر چه اندکى باشد ثمرهاش بیش از 70 سال عبادت بدون تفکر است. زمینههاى تفکر را بایستى از قرآن آموخت، مثلاً: تفکر در آفرینش، تفکر در معاد، تفکر در عظمت پروردگار، تفکر در آیات قرآن و... براى آگاهى بیشتر ر.ک: 1- تفکر،شهید دستغیب. 2- تفکر،محمد على گرامى. 3- چگونه درست فکر کنیم، مترجم اردوبارى. 4- تفکر از دیدگاه اسلام،عباس محمود عفاد، مترجم عطایى.
تفکر در چه اموری بهتر از هفتاد سال
عبادت است؟
شایسته است انسان با دقت به ابعاد
آفرینش توجه نموده و آثار قدرت حق را در آن مشاهده نماید و پیوسته به یادخدا باشد
حال براى توضیح بیشتر به چند نکته اشاره مىشود:
الف) قرآن مجید مىفرماید: ان فى خلق
السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولى الالباب الذین یذکرون اله
قیاماً وقعوداً و على جنوبهم و یتفکرون فى خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا
باطلا سبحانک فقنا عذاب النار... ؛ همانا درآفرینش آسمانها و زمین و جایگزین گشتن شب به جاى روز و
روز به جاى شب براى خردمندان نشانههایى از قدرت پروردگار مشهور است. آن خردمندانى
که خداى را در حال ایستاده و نشسته و بر پهلو یاد مىکنند و در خلقت آسمانها و
زمین مىاندیشند که اى خداى ما تو اینها را باطل وبرخلاف حکمت نیافریدهاى. تویى
منزه از هر باطل و خطایى پس ما را از عذاب آتش نگهدار باش»(آل عمران، آیه
191 - 190).مشاهده مىکنید که:
1- دعوت به مطالعه هستى و آفرینش شده
است.
2- از آن قدرتى یاد کنید که چنین عظمتى
را رقم زده است.
3- توجه به اینکه این همه عظمت بدون
حکمت و هدف نبوده است.
4- حال که چنین است نجات خویش را از
خداى سبحان تمنا کنید، البته آیات بسیار دیگرى نیز در قرآن مجیدآمده است که دعوت
به مطالعه نشانههاى قدرت پروردگار مىنماید.
ب) حضرت على(ع) مىفرماید: ولو فکّروا فى
عظیم القدرة و جسیم النّعمة لو جعوا الى الطریق و خافوا عذاب الحریق و لکن القلوب
علیلة و البصائر مدخوله ؛ اگر در عظمت قدرت الهى مىاندیشیدند و همچنین در فراوانى
نعمتهاى حق تأمّل مىکردند به راهراست برگشته و از عذاب سوزان مىترسیدند. ولى چه
باید کرد که دلها مریض و چشمها معیوب گشته و از دیدن و درک کردن حقایق بازماندهاند!.
ملاحظه کنید که حضرت مىفرماید: اگر
در عظمت قدرت پروردگار مىاندیشیدند به پیشگاهش سر خضوع فرود مىآورند، و از عذاب
دوزخ بر حذر مىماندند.
ج) در حدیثى است که خداى سبحان خطاب
به حضرت موسى مىفرماید: اى موسى نعمتهاى مرا براى مردم بیان کنیدکه در آن صورت
مردم محبّت مرا در دلهاى خود خواهند گرفت.
د) بابا طاهر عریان در رباعى دلنشین
خود مىگوید:
به صحرا بنگرم صحراته وینم |
به دریا بنگرم دریاته وینم |
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت |
نشان روى زیباى ته وینم |
ه) علامه طباطباى
نیز مىفرماید: جهان آیت حق است، بنابر این انسان باید به جایى برسد که همان گونه
که وقتى به آیینه نگاه مىکند محو در تصویر مىشود و نظرش به خود آئینه جلب
نمىشود. وقتى هم که کوه و در و دشت و درخت وسبزه و گلها را دید یا
پرندگان رنگارنگ یا حیوانات متنوع و ... را مشاهده نمود از آن همه کمال و زیبایى
محو در جمال حق شود و خصوصیات آن اشیاء نظر او را جلب نکند، بلکه جهان را آینه جمال
حق ببیند. به هر حال تفاوت مردان خدا و افراد دیگر در همین است که آنها وقتى در
آسمان سیر مىکنند، یا در زمین سیاحت مىکنند، یا در دریا شناورند، یا به زیر دریا
مىروند، همه جا خدا را مىبینند و ذکر و شکر خدا بر زبانشان جارى است ولى دیگران
با بىاعتنایى فقط به زیبایى و نظم طبیعت چشم دوخته و خدایى برایشان مطرح نیست.
برخى وقتى کنار دریا مىروند فقط امواج چشم آنها را خیره مىسازد ولى گروهى از
وراى امواج، اصل آن آب و ژرفاى دریا را مشاهده مىکنند. زهى خسارت که
انسان از نعمتهاى خدا فقط لذت ببرد، ببوید و بنوشد و اشباع شود، اما هرگز به یاد
منعم و آن کسى که لحظه به لحظه تدبیرآن همه نعمت و هستى را رقم زده نباشد.
جایگاه تفکر و تعقل در قرآن
1- قرآن کریم به اشکال مختلف جایگاه
بلند متفکران و دانشمندان را تذکر داده است : (زمر / 9) (مجادله / 11) (زمر / 18).
2- انسان را به تفکر در آفرینش و تفکر
در خودشان دعوت کرده است : (آل عمران / 191) (روم / 8).
3- در بسیاری از آیات , بدون این که
صریحا مردم را به تفکر دعوت کند, استدلال عقلی می آورد; و بدون این که اعتبار
تعبدی خود را لحاظ کند با منکران احتجاج می کند: (هود / 35) (انبیا
/ 22) (مؤمنون / 91).
4- در تشریع احکام الهی , در بسیاری از
موارد فلسفه احکام را بیان می کند, تا مردم از روی بینش , از آن تبعیت کنند:
(عنکبوت / 45) (بقره / 183) (مائده / 6) (مائده / 91) (طه / 14).
5- در ده ها آیه نشانه های خود را به
غرض به تفکر واداشتن مردم بیان می کند. تعابیری چون : (لعلهم یتفکرون , لعلکم تتفکرون
, افلا تتفکرون , لقوم یتفکرون ) و یا تعابیری چون : (افلا تعقلون , افلم تکونوا
تعقلون , لعلکم تعقلون , ان کنتم تعقلون , لقوم یعقلون , افلا یعقلون ) که هر یک
از آنها چندین بار تکرار شده است . مطالعه این آیات دو مطلب را به ما آموزش می دهد: اول : اسلام بر
خلاف آنچه درباره مسیحیت گفته می شود انسان را به تفکر و تعقل دعوت می کند و ایمان
را بر پایه آن می داند. دوم : موضوعاتی را که از دیدگاه قرآن شایسته تفکرند بیان
می کند. شما می توانید با مطالعه آیات مذکور پی ببرید که قرآن تفکر در چه موضوعاتی
را توصیه کرده است . این موضوعات را می توان از دیدگاه قرآن به دو بخش کلی تقسیم
کرد به نام : 1) آیات انفسی (خودشناسی ) 2) آیات آفاقی . که عبارت است از:
جهان شناسی , تاریخ شناسی و آگاهی از سنن و نظامات الهی در طبیعت تاریخ ,
فرجام شناسی , راهنماشناسی , راه شناسی و غایت همه این امور ((خداشناسی ))
است.
روش تفکر: قرآن کریم روش تفکر صحیح
را به طور کلاسیک به انسان آموزش نداده است زیرا انسان ها به فطرت خود قادر به
تفکر هستند. منطقی ها تفکر انسان را دارای دو عنصر اساسی می دانند:
1- مواد تفکر: یعنی دانسته هایی که
انسان از قبل آموخته است و می خواهد توسط آنها به مطالب جدیدی دست یابد.
2- شکل تفکر: یعنی چینش و نظمی که
متفکر به آن دانسته های قبلی خود می دهد تا به طور صحیح به نتیجه برسد. مثلا انسان
از قبل به دو قضیه علم دارد (بعضی از مصادیق الف ب است ) (همه مصادیق ب ج است ) او
از کنار هم قرار دادن این دو قضیه به صورت قهری نتیجه خواهد گرفت که (بعضی از
مصادیق الف ج است (ولی نتیجه نمی گیرد که (همه مصادیق ((الف )) و ((ج )) است ) در
علم منطق , ارزش علمی انواع مواد تفکر و چینش های مختلف در شکل تفکر مطرح شده است.
تفکر و اندیشیدن همیشه مقدمه درست
انجام دادن و انجام گرفتن بوده که در کارهاى اساسى و زیر بنایى خود اصلى محسوب
مىشده است. ارزش تدبر و تفکر تا آن جاست که رسول خدا(ص) فرمود: فکره ساعه خیر
من عباده سنه؛ اندیشیدن یک ساعت برتر است از عبادت یک سال.
تفکر در چیزهایى که قرآن به آن دعوت
نموده مانند:
الف) تفکر و اندیشه
انسان در خویش که چگونه خلق شده است و خلقت او از چه دقایق و ظرافتى و از چه قوت
وضعفى بر خوردار است. قرآن مى فرماید: افلم یتفکروا
فى انفسهم؛ آیا آنان در وجود خویش اندیشهنمىکنند؟
ب) تفکر در کرات
فضا و آسمانها و خلقت گردش فاصله آنها و... که مسلم اندیشیدن در این امور دانش و
فرهنگ انسان را بالابرده و رشد مى دهد و این امر را خداوند از صفات انسانهاى مؤمن
مى شمارد. الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم و یتفکرون فى
خلق السماوات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا...؛ مؤمنینى که در
حال ایستاده و نشسته خدا را یاد مى کنند و حتى در زمانى که به پهلو دراز کشیده اند
تفکر در آفرینش آسمانها و زمین مىنمایند و بعد اذعان مى دارند و مى گویند
بارالها! تو اینها را هرگز بیهوده نیافریدهاى...
ج) اندیشیدن در مورد گذشتگان (جوامع
و افراد موفق و یا شکست خورده) خود درسى فراموش نشدنى و سازنده است. پرورگار به
رسولش حکایت آنان را بیان مىکند و سپس امید ایجاد تفکر در شنوندگان ایجاد مىنماید:فاقصص القصص
لعلهم یتفکرون؛ حکایت کن داستان و قضایاى گذشتگان را شاید به تفکر و اندیشه
بنشینند نگاه کنید عاقبت دروغگویان چگونه است؟
و در جاى دیگر مىگوید: فانظروا کیف
کان عاقبه المکذبین و موارد بسیاردیگرى در قرآن آمده است که باید تفاسیر را در این
زمینه مطالعه کرد.
و در بعضى از روایات آمده است: اذا قدمت الفکر
فى جمیع افعالک حسنت عواقبک؛ هر کارى را که قبل از انجام آن تفکر کنى نتایج زیبایى
در پى خواهد داشت بایدگفت که در مواردى تفکر و اندیشه نهى شده است. زیرا ممکن است
مشکلات و فسادهایى را در پى داشته باشد. از آن جمله است تفکر در مورد شهوت: من کثر فکره فى
اللذات غلبت علیه؛ کسى که زیاد در شهوات و لذات بیندیشد مغلوب هواها و هوسها
خواهد شد
و در جاى دیگر آمده است: «کسى که در
معصیت و گناه تفکر کند به خودش واگذاشته مىشود و تأییدات الهى از اوگرفته خواهد
شد».
و هم چنین نهى در تفکر ذات حضرت حق
جل و على شده است. زیرا انسان مادى نمى تواند درذات نا متناهى و نا محدود خالقش
فکر کند و فکر در آن راه ندارد و به اشتباه و سیه بختى خواهد افتاد.
منبع: www.porseman.org