19 - سرنوشت شیطان و اختیار انسان در زمان ظهور
چهارشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۱۸ ب.ظ
گفته شده است که امام زمان علیه السلام دستشان را بر سر مردم می کشند و عقول آنها کامل می شود،
سوال: با توجه به اینکه ابلیس هم کشته شده است، و عقول کامل،
1- آیا دیگر کسی گناه و اشتباه نمی کند؟
2- مگر مردم آن زمان نباید امتحان شوند؟ پس چگونه امتحان می شوند؟
3 - آیا ابلیس کشته می شود؟
پاسخ
نه چنین نیست و انسان فقط از طرف شیطان وسوسه نمی شود و اگر شیطان هم نباشد باز هم زمینه ها و امکان فساد و انحراف او وجود دارد . البته در زمان استقرار حکومت امام مهدى(عج) شرایطى هموار میشود که انسانها در پناه آن مىتوانند با افزایش معرفت به اصلاح اخلاق و تهذیب نفس خویش، مدارج کمال و سیر الى الله را با سهولت بیشترى نسبت به شرایط پیشین طى کنند.در این زمان ، تمام موانع و آفتهاى رشد و تعالى عقلانى انسانها از بین مىرود و عقول آنان به حد بالایى از شکوفایى و رشد نایل مىگردد. در این جا حضرت مهدى ادامه دهنده راه پیامبران و تکمیلکننده برنامههاى آنان - به خصوص پیامبر اسلام - است.این موضوع از مهمترین برنامهها و اقدامهاى امام«ع» است. او از حقایق گسترده و جهانى براى بشریت پرده بر مىدارد و مردمان را به دانشهاى یقینى و درست هدایت مىکند و شناختهاى ناب و خالص به ارمغان مىآورد.
از این رهگذر دو محور اساسى تحقق مىپذیرد:
1. با گسترش شناخت و کشف اسرار کائنات، پایههاى خداشناسى استوار مىگردد.
2. گسترش شناخت و دانایى، تشکیل جامعه مطلوب انسانى را ممکن مىسازد، زیرا در پرتو شناخت درست مسائل حیات و بخشهاى گوناگون آن، مسائل تربیت، رشد و تکامل معنوى و مادى و آغاز و انجام کار انسان، شیوهها و روشهاى اداره زندگى، تأمین و تنظیم خانواده و... بخشهاى زندگى در همه ابعاد به شایستگى اداره مىشود و سامانى در خور مىیابد. در پرتو علم و آگاهى از مسائل مادى و فیزیکى جهان، زیست این دنیاى انسان بهبود مىیابد و با شناخت مسائل معنوى و صلاح و سعادت روح انسانى، راه تکامل معنوى گشوده مىشود و جامعه آرمانى، در بعد مادى و معنوى (رشد فکرى و اخلاقى)، پدیدار مىگردد.چنان که در روایتى آمده است: }«یملاء الارض عدلاً و قسطاً و نوراً و برهاناً...»{} احتجاج طبرسى، ج 2، ص 291 ؛ الغیبة نعمانى، ص 227، ح 26.{؛ «مهدى) زمین را از عدل و نور و برهان آکنده مىسازد».
و از پیامبر«ص» نقل شده است: «نهمین (امام از فرزندان حسین) قائم است که خداوند به دست او، سرزمین تاریک (زندگى) را نورانى و روشن مىکند و از عدل آکنده مىسازد؛ پس از (دوران) ظلم، علم و دانایى را فراگیر مىکند، پس از (دوران) جهل و نادانى...»} کمال الدین، ج 1، ص 260.{.
بدین سان به دست امام زمان(عج) و با اذن و قدرت الهى، همه جامعهها و انسانها، از تاریکى نادانى، ظلم و فساد به روشنایى و نور دانایى، تقوا و اخلاق فاضله رهنمون مىگردند.براین اساس دولت امام مهدى(عج)، تأمین معنویت، عقلانیت و عدالت را بر عهده دارد تا جامعه به سمت تعالى و تکامل، تعادل و پیشرفت سوق داده شود و این به ابزار و روشهاى مختلفى نیاز دارد. مهمترین آنها دعوت، راهنمایى و نصحیت است؛ هر چند معجزه و عنایت الهى نیز در میان خواهد بود و امام«ع» از ولایت تکوینى نیز بهره خواهد گرفت.
عصر ظهور، عصر شکوفایی و بالندگی انسان، در پرتو تعلیم و تربیت واقعی و رسیدن او به بصیرت اخلاقی است و آن با ساز وکارها و شیوههای گوناگونی محقق میشود که مهمترین آنها تربیت عقلانی است؛ یعنی، شکوفا کردن عقل و خرد آدمی (برای باور عمیق و ژرف نسبت به آموزههای دینی و عشق به مکارم اخلاقی) و نیز بالنده کردن فطرت و سرشت پاک آدمی و تزکیه نفس آلوده. در واقع چند مؤلّفه مهم اخلاقی ـ فکری در این نظام قابل شناسایی است.
انقلاب بزرگ فرهنگی و اخلاقی؛
بالابردن سطح دانایی و خرد ورزی انسان؛
ریشه کنی عوامل فساد و تباهی فرد و اجتماع؛
کمک گرفتن از عقل و خرد در جهت شناخت مبدأ و معاد و نیکیها و زشتیها؛
کمک به قدرت انتخاب گری مردم در جهت دادن به آنها برای تغییر وضع نابسامان خود؛
رشد توأم فکری و اخلاقی انسان (تزکیه و تعلیم مردم)؛
مهذب کردن اخلاق مردم و آشنا ساختن آنان با فضایل انسانی و….
روشن است برای نجات انسانها از گرداب ضلالت و جهالت و اصلاح جوامع و کاستن از مشکلات عدیده، باید سازوکارها و شیوههای مختلفی به کار گرفته شود و از ابزار و امکانات مناسبی استفاده گردد. در عصر ظهور از همة امکانات و مکانیسمهای ممکن برای بهْسازی اخلاق و پاکزیستی انسان و ایجاد محیط سالم و متعالی بهره گرفته خواهد شد و این در پرتو عنایات الهی و شخصیت، قدرت و درایت ویژة امام مهدی ممکن خواهد بود.
اما اینکه با نابودی شیطان چه اتفاقی می افتد باید به قرآن و روایات مراجعه کنیم . در قرآن کریم آمده است که ابلیس به خداوند عرض کرد: خدایا مرا تا روز قیامت مهلت بده! خداوند فرمود:به تو تا روز وقت معلوم مهلت داده می شود و از این تعبیر معلوم می گردد که درخواست شیطان اجابت شده است؛ولی نه آنگونه که خود او می خواست ،بلکه آنطور که حق تعالی اراده فرموده است.طبق فرموده ائمه معصومین (علیه السلام) منظور از روز وقت معین، وقت ظهور امام قائم است. حال آیا شیطان در آن وقت معین در موقع ظهور حضرت کشته می شود یا می میرد؟
ما در روایات داریم شخصی در مورد جمله «یوم الوقت المعلوم» که در آیه مذکور آمده، از امام صادق (علیه السلام) سوال کرد ؛ حضرت فرمود:
وقتی که قائم ما ظهور کند و به حجر کوفه بیاید، در این حجر شیطان به حضور آن حضرت می آید و زانو به زمین می زند و می گوید:یاویل من هذا الیوم (ای وای از این روز).
آنگاه امام قائم موی پیشانی شیطان را می گیرد و گردنش را می زند و او را به هلاکت می رساند.(اثبات الهداه ،ج7،ص101).
این روز وقت معلوم در آیه مذکور است و کشته شدن و نابودی شیطان همانند کشته شدن و نابودی انسان نیست. شیطان مانند ما جسم ندارد تا کشته شود و باید گفت شاید کشته شدن او همان قطع نفوذ او است و مرگ حکومت و تزویز او. البته طبق قولی شیطان چون از جن است ، مثل آنها می توان برای او مرگ وکشته شدن نیز تصور کرد.
بنابراین شیطان کشته می شود. ولی این سوال مطرح می شود که بعد از کشته شدن شیطان مردم آزادی در اراده ندارند و همچون فرشتگان مجبور به اطاعت خدا خواهند شد؟
در پاسخ می گوییم آزادی و اختیار از انسان ها گرفته نمی شود و منظور از کشته شدن شیطان این است که ریشه های فساد و عوامل انحراف و ظلم و جو در عصر درخشان حکومت مهدی (عج) نابود می گردد و به جای آن عقل و ایمان حکومت می کند چنانچه در حدیث نیز می خوانیم:
در صحف ادریس پیامبر آمده است:تو ای شیطان تا زمانی که مقدر کرده ام که زمین را در آن زمان از کفر و شرک و گناه پاک سازم، مهلت داده خواهی شد؛ ولی در این زمان به جای تو بندگان خالص و پاک دل و با ایمان روی کار می آیند. آنها را خلیفه می کنم و حاکم زمین می کنم و دینشان را استوار سازد که آنها تنها مرا می پرستند و هیچ چیز را شریک من قرار نمی دهند در آن روز است که تو و همه لشکریانت از پیاده و سواره را نابود می نماییم.
و به این نتیجه می رسیم که در آن زمان حنای شیطان و فرزندان او رنگی دیگر ندارد و در حکومت صالحان حکومت شیطان از بین رفتنی است.
بر این اساس با توجه به این که انسانها در زمان ظهور و پس از آن نیز، دارای اختیار بوده و اعمال و رفتار خود را بر اساس اختیار و انتخاب خود انجام میدهند، بنابراین ممکن است برخی دچار خطا و اشتباه شده و گرفتار گناه شوند. البته چون عدالت در جهان حکم فرماست، اگر فردی گناهی مرتکب شد که باید مورد مجازات قرار گیرد به مجازات خواهد رسید. اما این به معنای برقراری دوباره شرک و کفر و انحراف در جامعه نیست بلکه، حکومت عدل الهی تا پایان عمر دنیا باقی میماند و به دنبال آن قیامت بر پا میشود.پس انسان بدون شیطان نیز زمینه و امکان گناه دارد؛ چون هم اختیار دارد و هم دارای نفس اماره است که بدون شیطان نیز می تواند انسان را به سوی گناه بکشاند. در قرآن مجید از شیطان نقل میکند که پس از اینکه به دلیل سجده نکردن بر انسان و تمرد از دستور الهی، رانده شد، به خداوند عرض کرد: قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛پروردگارا! مرا تا روزی که بر انگیخته خواهند شد مهلت ده(حجر، 36). شیطان در این درخواست دو مطلب را از خداوند متعال خواسته است: 1. به او مهلت داده شود، 2. این مهلت تا قیامت و روز مبعوث شدن بندگان ادامه داشته باشد. پاسخ حضرت حق تعالی به او چنین است: قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ * إِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ؛تو از مهلت یافتگانی، تا روز و وقت معلوم(حجر، 37و38) خداوند متعال به او مهلت داده است و درخواست اولی او را اجابت کرده است. اما درخواست دوم او او را که خواسته بود تا روز قیامت مهلت داشته باشد اجابت نشده است، بلکه تا روز و وقت معلوم به او مهلت داده شده است. پسرش این است که وقت معلوم چه زمانی است؟ در بحار الانوار، ج60 ص221، از امام صادق(ع) روایتی وارد شده است ابن وهب از امام درباره سرنوشت ابلیس در آیه پرسش میکند که این روز، چه روز و زمانی ااست؟ امام میفرمایند: ای وهب! آیا تصور میکنی که آن روز زمانی است که خدا در آن روز مردم را مبعوث میکند؟(چنین نیست) بلکه خداوند ابلیس را تا روز قیام قائم ما مهلت میدهد. در آن زمان حضرت، ابلیس را محم میگیرند و گردن او را میزند و آن روز، زمان معلوم است. هدف اصلی انسان سعادت است و سعادت در جامعه بشری با حکومت حضرت مهری(ع) حاصل میشود که در آن زمان زمین پر از عدل و داد میشود و خبری از کفر و ظلم نیست. در آن زمان، قلبها از وسوسههای شیطانی پاک میشود و فساد نابود میگردد. در این روز، ابلیس که کاری جز وسوسه و به انحراف کشاندن جامعه بشری ندارد، به عنوان اصل فساد، گردن زده میشود پس منظور از کشته شدن ابلیس و شیطان به دست حضرت، به قتل رساندن شیطان و پایان مهلتی است که به شیطان داده بود. البته قتل شیطان و ابلیس، به معنای از بین رفتن همه شیاطین به ویژه انسانهای شیطان صفت نیست، زیار تکلیف برقرار است و تکلیف دائر مدار اختیار خیر و شر است و برخی انسانها هتسند که نقش شیطان را بر عهده دارند. ضمن اینکه نفس اماره نیز اتس. امام رئیس شیطانها را که نقشی اساسی برای انحراف و گناه دارد از بین میبرد. برای آگاهی بیشتر به تفسیر المیزان، ج14، ص167ـ 169 ذیل آیه 38 از سوره مبارکه حجر و ص 184 ذیل بحث روایی آیه مذکور مراجعه شود.
آزادی و اختیار انسان از مسائل فطری و از ممیزات انسان است که قابل خدشه و محدود به زمان خاصی نیست. بعد از ظهور حضرت، به واسطۀ رشد عقلی و فکری که در مردم ایجاد می شود انگیزه های انجام گناه بسیار کم و نادر می شود. مهم ترین عامل صدور گناه از انسان طمع و حرص او به اندوختن مال دنیا و احساس نیاز انسان به متاع دنیا است.
وقتى انسان به قدر کفایت از مال و ثروت بهرهمند گشته و عزت و آبروى اجتماعى بیابد و بینش او الاهى شود و دنیا و متاع آن برایش بى ارزش گردد و به یقین برسد که تمامى وعدههاى الاهى حقاند و - گرچه دیگران نخواهند و نپسندند و در سر راه تحقق آن مانع بتراشند - بالاخره محقق خواهند شد؛ اگر انسان به یقین برسد که معاد و حساب و کتابى در کار است و بهشت و آنچه در آن است قابل مقایسه با عمر دنیا و آنچه در آن است نبوده، دیگر انگیزهاى براى ارتکاب گناه باقى نمىماند. به خصوص که بنابر برخى روایات و استدلالهای برخى محققان فرزانه، عمر ابلیس نیز با قیام حضرت (ع) تمام خواهد شد و به استناد برخی روایات آن ملعون به دست نبى اکرم (ص) در بیت المقدس ذبح خواهد شد و تسویلات و وسوسهها و تزیینهاى او هم منقطع مىگردد، از طرف دیگر، موانع بى شمارى مثل حکومت عدل فراگیر که رهایى از عدالت آن امکان ندارد، محیط امن و امان و سالم و عدم پذیرش فساد و تباهى و گناه از طرف عموم مردم، مانع صدور گناه خواهد بود، پس انگیزه، مفقود و مانع، موجود مىشود. لذا گناه صادر نمىشود، در این زمینه نیز احادیث فراوان است، از جمله:
امام صادق (ع) آن دوران را این گونه توصیف مىکنند: روابط نامشروع، مشروبات الکلى و رباخوارى از بین مىرود، مردم به عبادت و اطاعت روى مىآورند، امانت ها را به خوبى رعایت مىکنند، اشرار مردم، نابود مىشوند و افراد صالح باقى مىمانند. و پیامبر (ص) مىفرمایند: خداوند به وسیلهى مهدى (عج) از امت رفع گرفتارى مىکند، دلهاى بندگان را با عبادت و اطاعت پر مىکند و عدالتش همه را فرا مىگیرد. خداوند به وسیلۀ او دروغ و دروغ گویى را نابود مىسازد. روح درندگى و ستیزه جویى را از بین مىبرد و ذلّت بردگى را از گردن آنها بر مىدارد.
همۀ این موارد ثابت می کند که مردم در عین آزادی مشغول اعمال صالح می شوند و گناهان بسیار کم می شوند، اما مطلقاً از بین نمی رود، در این زمان مسیحیان و یهودیان نیز به زندگی مذهبی خود ادامه می دهند. خداوند دربارۀ این دو گروه در آیاتی می فرماید: که مابین ایشان دشمنی و عداوت تا روز قیامت قراردادیم. در نتیجه؛ باید این دو گروه تاروز قیامت باقی بمانند و در زمان حضرت زندگی کنند.
بله، پس از امام زمان (ع) و برقراری حکومت واحد جهانی به وسیله ایشان رجعت اتفاق خواهد افتاد.
--------------------------------------------------------------------------------
ر.ک: طباطبائی، المیزان (عربى)، ج 14، ذیل آیۀ 36، سورهى حجر، ص 160، 161، 175.
صافی گلپایگانی ،منتخب الاثر، ص 474؛ الزام الناصب، ص 228؛ الملاحم والفتن، ص 54، منقول از، روزگار رهایى، ج 2، ص 600.
مجلسی،بحار الانوار، ج 51، ص 75؛ الملاحم والفتن، ص 56؛ غیبت شیخ طوسى، ص 114 و... .
مائده،14 و 64
منبع: www.porseman.org
۹۴/۰۷/۲۲